* شادی ندارد آنکه ندارد به دل غمی   /   آنرا که نیست عالم غمی، نیست عالمی

 * گر چه می دانم نمی آیی  ولی هر دم ز شوق    /  سوی در می آیم و هر سو نگاهی نگاهی می کنم  ( هدایت طبرستانی )

* از سينه تنگم دل ديوانه گريزد  /  ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

 * هر گاه می روم که شکایت کنم ز تو    /   چون گوش می کنم به زبانم دعای توست   ( ضمیری اصفهانی )

*روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب  /  روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام

* گر عمر ابد خواهم از آن است که خواهم   / آنقدر نمیرم که به جای تو بمیرم   ( امیری فیروز کوهی )

*گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي  /  با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

 *از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند   / سخت دل بسته این ایل و تبارم ، چه کنم (دکتر سید حسن حسینی )

* تورا ميبينم وميلم زيادت ميشود هردم  /  توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

* گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست  /   فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

* افروختن و سوختن و جامه دریدن   /  پروانه ز من ،  شمع ز من ، گل ز من اموخت ( طالب آملی )

*هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد   /   منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

* من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم  /  چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

 دهانم شد از بوی نام تو لبریز   /   به هر کس که گل گفتم و گل شنیدم   ( قیصر امین پور )

 * به جز از غفلت در این دنیا چه کردیم   /  به غیر از گم شدن پیدا چه کردیم  ( دکتر سید حسن حسینی )

* ای روح جاری عشق در بستر زمانها   /   شیرین باستانی ، لیلای داستانها   ( محمدی نیکو )

* نيازارم ز خود هرگز دلي را   /  كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

  * دیری است مثل عقربه ها می دوم  ز خویش     /   در طول جاده ای که به جایی نمی رسد  ( عباس داکانی )

* بشنو از ني چون شكايت ميكند  /  از جداييها حكايت ميكند

* امروز کسی محرم اسرار کسی نیست   /   ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

 * تو بر خلاف نفسهای زندگی سوزم   / سراغ مرگ مرا دم به دم نمی گیری  ( دکتر سید حسن حسینی )

* جنگ از طرف دوست  ، دل آزار نباشد   / یاری که تحمل نکند ، یار نباشد  (  سعدی )

* عاشقان کشتگان معشوقند   /  بر نیاید زکشتگان آواز

* صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط   /   تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط

* دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست   /    آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

* نمی رسند به هم دست اشتیاق من و تو   / که تو همیشه همانی  - که من همیشه همینم  ( محمد علی بهمنی )

* زندگی هنگامه فریادهاست  /  سرگذشت در گذشت یادهاست

 * زمن در عشق ، شیرین کارتر نیست     / چرا فرهاد را افسانه کردند ؟    (  مهدی سهیلی )

 * دست تو پلی از عشق تا آن سر رویاهاست    / چون قاصدکی از گل ، از خاطره می آیی !   ( عباس داکانی )

* هر گه که دل به عشق دهی ، خوش دمی بود  / در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ( حافظ )

* چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد   /   من نه آنم که زبونی کشن از چرخ فلک

* اگر لیلی به مجنون کام می داد   /   کجا افسانه می شد نام لیلی

* گر تواضع پیشه گیری ای جوان     /    دوست دارندت همه خلق جهان ( عطار نیشابوری ) 

* چهار است سرمایه کامرانی     /   جوانی ، جوانی ، جوانی ، جوانی   ( ناصع تبریزی )

 * بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست    / باور کنید پاسخ آئینه ، سنگ نیست  ( محمد سلمانی )

* عزیزان قدر یکدیگر بدانید   / اجل سنگ است و آدم مثل شیشه  ( بابا طاهر )

* بگفتا دل زمهرش کی کنی پاک   /   بگفتا آنگه که باشم خفته در خاک

* اگر چه دوست عزیز است راز خویش مگشای  /  که دوستت نیز بگوید به دوستان دگر

* دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست   / آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست  ( حسیبن منزوی )

* زندگی ادامه داره ، با من و تو ، بی من و تو   /  این دو روز زندگی را بیا همراه دلم شو

* طاق ابروی تو ام در ازل آمد به نظر   /  تا ابد سجده بر آن قبله جان خواهم کرد .

* هر چند که تو را از سنگ ساخته اند  /  یک روز تو هعم می شکنی ای دل من ( ایرج زبر دست )

* می برد روزی تو را خواب عدم  ، بیدار باش   / آمد و رفت نفسها ، جنبش گهواره است .( طاهر قزوینی )

* مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار  /   من گلی دارم که عالم را گلستان می کند .

* عاشق آن نیست که یک دل به صد یار دهد   /  عاشق آن است که صد دل به یک یار دهد .

* باغبان دید که مو گل دوست دارم   / هزاران خار بر گل پاسبان کرد

* اگر لذت ترك لذت بداني  /  دگر شهوت نفس لذت نخواني

* عاشقي پيداست از زاري دل  /  نيست بيماري چو بيماري دل

* گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق  /  سوي درمي‌آيم و هرسو ، نگاهي میکنم

* ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا  /  از سر برون نمي‌رود اين آرزو مرا

* گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست  /  فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

* گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو  /  گر هست بگو ، نيست بگو ، راست بگو

* غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي  /  دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

* غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر  /   شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

* ز درد عشق تو با كس حكايتي كه نكردم  /  چرا جفاي تو كم شد؟ شكايتي كه نكردم

* تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟  /  شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

 * آورم پيش تو از شوق پيام دگران  /  گويمت تا سخن خويش به نام دگران

* از سوز محبت چه خبر اهل هوس را  / اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

* تا بودیم کسی پاس نمیداشت که هستیم   /  باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

* خدایا آنکه در تنهایی تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت    /  خواهشی دارم تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار.

* جام می و خون دل هریک به کسی دادند   /  در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

* در عزایت چه کنم گر نکنم خاک به سر   /  زین مصیبت چه خورم ، گر نخورم خون جگر (یغمای جندقی)

 * تا نهادیم به کوی تو صنم روی نیاز  /  پشت پا بر حرم و دیر و کلیسا زده ایم (همای شیرازی)

* خاکم به سر ، ز غصه به سر خاک اگر کنم   /  خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم ؟

* سوخت ز آهم دل صیاد ولیکن چه ثمر  /  وقتی از دام رها کرد که پر نیست مرا (سرمد )

* در کعبه و در دیر مرا یار توئی  /  مقصود من از ، سبحه و زنار توئی (حبیب خراسانی)

* کرده سودای سر زلف تو دیوانه ترم  / چه نهی سر به سر ، این آدم سودایی را (میرزا ابوالقاسم عارف قزوینی)